.::‮ MTM ام تی ام - قسمت سوم - بررسي عناصر مبلمان شهري با تکنولوژي جديد با قابليت مونتاژ و دمونتاژ جهت تسهيل در جابجايي و عرضه در مکان هاي ديگر ::.
LiveZilla Live Help

متن بالای صفحات 

‮ ام تی ام MTM-مهدتجارت ام تی ام مجموعه های بازی پلی اتیلن دستگاه های بدنسازی پارکی نیمکت سطل زباله مبلمان شهری

قسمت سوم - بررسي عناصر مبلمان شهري با تکنولوژي جديد با قابليت مونتاژ و دمونتاژ جهت تسهيل در جابجايي و عرضه در مکان هاي ديگر


- مطالعات نظري

هنر ايراني - اسلامي طي سده هاي متمادي با تکيه بر غناي تحسين برانگيز در فرم و معنا در عرصه هاي گوناگون توانسته است حامل ارزش هاي والاي معنوي براي مخاطبان باشد. در عرصه هنرهاي بصري با توجه به اولويت تزيينات و نقش و نگارهاي جاوداني ايراني اسلامي در انتقال

معناي آسماني، بيشترين سهم را دارا بوده است. از دغدغه هاي اصلي حوزه ي هنر، لزوم توجه به

ارزش هاي کهن و مفاهيم عالي جهت انتقال آن به نسل هاي جديد است که حفظ، تداوم و بهره گيري از اين مفاهيم در تلطيف فضاي کالبدي و ذهني زندگي معاصر شهري تأثيرگذار است.

براي اين منظور از آثار دو دوره تاريخي فلزکاري دوره سلاجقه و معماري دوره صفويه استفاده شده است. نقوش هندسي معماري صفويه که از شاخصتر ين دوره هاي معماري ايران مي باشد، منبعي غني براي آفريدن نقش ها و مفاهيم متعالي ايراني اسلامي در محيط زندگي شهري است و دوران درخشان فلزکاري سلجوقيان به عنوان اوج درخشش هنر فلز کاري براي فضاهاي مغشوش و بي هويت شهرهاي معاصر پر از ناگفته ها و پيام هاي معنوي و اجتماعي مي باشد.

بنابراين استفاده از منابع فرهنگي  هنري غني ايراني  اسلامي در گونه هاي مختلف هنر اسلامي

بصورت بديع و نو مي تواند در هماهنگ نمودن اين غناي فرهنگي  هنري با نوآوري ها، ابداعات وابتکارات امروزي جهت کاربرد در تزيين بناها و مبلمان شهري و ساير اقسام هنر در جهت رفع

نيازهاي روحي، بصري و اقتصادي فردي و اجتماعي تاثير به سزايي داشته باشد.

پژوهش حاضر اين فرض اصلي را در خود دارد که استفاده از عناصر هنري که در گنجينه تاريخي و

هنري ما وجود دارند در فضاي کنوني شهرها که به شدت با فرهنگ هاي ديگر آميخته است، مي تواند به عنوان يک منبع هويتي عمل کند و مؤثر باشد.

از مشخصه هاي زندگي امروزي شهري، تمرکز و تنش زياد آن است که مي تواند باعث ايجاد احساس فشار و اضطراب و حتي عدم تمرکز حواس گردد. مردم، فضاها و محل ها را به صورت آن چنان پيچيده اي درک مي کنند که در نظر گرفتن آن، صرفاً به عنوان يک محيط شهري با مقياسي معين و در نهايت با آثار هنري و تزييني، مسلماً آن بستري را که مردم علاقمند به بازديد و استفاده از آن باشند يا از زندگي در آن احساس غرور کنند، به وجود نمي آورد. همان گونه که تفکر يک بعدي مدت هاست که در دنيا منسوخ شده، بنابراين، در حوزه ي فعاليت هاي مختلف نياز به چند وجهي بودن تفکر در ابعاد و زواياي مختلف احساس مي شود. در محيط هاي پر از اغتشاش شهري، خصوصاً کلان شهر تهران، در نظر گرفتن چنين تفکري براي آراستن و احياء دوباره ارزش هاي ملي و قومي، نيازي است که چشم پوشي از آن مي تواند خطرات جبران ناپذيري در حوزه ي فرهنگ و ارتباطات مردم در برداشته باشد.

 آراستن فضاهاي آشفته ي شهرها با استفاده از عناصر و نمادهاي ملي مذهبي نخستين اقدامي

است که مي تواند در جهت هويت بخشي به محيط زندگي نقشي اساسي ايفا نمايد. تاريخ نشان داده که ايران داراي فرهنگ و هنري غني و پربار از گذشته تا امروز بوده و لازم است براي احياء مجدد ارزش هاي نهفته اما حاکم در هنر و فرهنگ ايراني، آن ها را دوباره در زندگي امروز به کار گيريم.

هنر ايراني  اسلامي بر تزيين مبتني است. هنرمندان از همان آغاز توانسته اند نقوش و طرح هايي را که نشانه و کنايه از اشکال و آثار بيروني است، ارائه دهند. در طول تاريخ هنر ايران، در هر دوره اي شاخه اي خاص از هنرهاي زيبا، بيش تر از ساير هنرها، بروز کرد و هنرمندان بيش تر به آفرينش آن پرداختند. به طور مثال در دوره ي مغول، نقاشي، در دوره ي سلجوقي، فلزکاري و در دوره ي صفوي، معماري، بسيار ترقي کرد. يکي از مظاهر انعکاس هنر ايراني در معماري اين سرزمين است.

معماري دوران اسلامي و تزيينات وابسته به آن در دوره صفويه، شکوه هنر ايران را به خوبي نمايان ساخته است، از اين رو مطالعه بر روي آثار به جا مانده در اين حوزه از جمله فعاليت هايي مي باشد که مي تواند ما را در رساندن به اهدافي چون؛ هويت بخشي، زيباسازي و احياء ارزش هاي فرهنگي هنري،رهنمون سازد.

معماري از برجسته ترين و ابتدايي ترين هنرها و در عين حال يکي از شاخص ترين هنرهاي هويت ساز ايران مي باشد که از بسياري از هنرهاي ديگر براي تکميل پيام رساني و ايجاد پيکره هاي بي نقص، استفاده مي کند. شکوه و زيبايي معماري ايران، به ويژه در دوران اسلامي، به تزيين و آرايش آن بستگي دارد و هنرهاي والاي اسلامي، از هنرهاي تزييني و کاربردي گرفته تا احداث زيباترين بناهاي مذهبي داراي اهميت و اعتبار ويژه اي است.

طراح ايراني مي کوشد صورتي واحد را برگزيند که از ماده اي واحد ساخته شده و از تکرار و تفصيل اين صورت به وحدتي بديهي دست يابد که همانا نظم هندسي است. اساس اين نظم بر اين عقيده است که سالم ترين شکل زندگي انسان در محيطي است که با خود او هم ساز باشد. بنابراين با توجه به اين که کثرت و گسترش نقوش هندسي در فرم و استفاده ي آن در هنر اسلامي، همگي از نظم و هماهنگي واحدي برخوردار بوده، از نظر محتوايي به مضمون کثرت در وحدت و وحدت در کثرت  از مباني انديشه ي اسلامي  اشاره دارد.

هنر فلز کاري دوره سلجوقي نيز به عنوان دوره اي خاص در فرهنگ و هنر ايران حائز اهميت فراوان است. به طور کلي صنايع دستي ايران، به خصوص هنر فلزکاري که در اين پژوهش مورد استفاده قرار مي گيرد، تجلي گاه سنن، آداب و رسوم قوم ايراني است. هنر فلزکاري که از ادوار کهن به علت وجود

کان هاي بسيار غني و پربار فلز در ايران پيوسته با زندگي مردم ايران شريک و دمساز بود، تا اواخر دوران پرشکوه سلاطين صفوي دوام يافت اما اوج شکوه آن در عصر سلاجقه مي باشد.

جامعه شناسان هنر معتقدند که يکي از پايه هاي تقويت هنر يک سرزمين ايجاد عشق و علاقه به

هنرهاي مختلف بومي در ميان مردم هر کشور است زيرا هنر با زندگي پيوندي بسيار نزديک دارد.

بنابراين استفاده از نقوش و تزيينات آثار به جا مانده از گذشته براي پيوند بيشتر فرهنگ و هنر

فراموش شده با زندگي امروزي مردم، و کاربرد سنت و فرهنگ اسلامي  ايراني به صورت کاربردي و تزييني، به فضاي شهر جوهري اسلامي  ايراني مي بخشد. استفاده از منابع غني تزييني ايراني اسلامي در دوره هاي مختلف و ابداعات و ابتکارات هنرمند امروزي، جهت کاربرد در تزيين مبلمان شهري، مي تواند در رفع نيازهاي روحي، بصري، فردي و اجتماعي تأثير به سزايي داشته باشد. براي اين منظور به کاربردن نقوش اين دو دوره تاريخي(سلجوقي و صفويه)به دليل تکامل سير هنري دو حوزه ي ياد شده و غناي تزيينات آثار باقيمانده، پس از بررسي، به عنوان گزينه هايي مناسب براي آرايش مبلمان شهري، انتخاب شدند.

اين پژوهش راه تازه اي در برقراري ارتباط با فرهنگ و هنر گذشته ايران مي نماياند که از آن طريق مي توان عناصر مفيد و زيباي هنر گذشته را زنده نمود و در زندگي امروزي به کار برد که يکي از نتايج آن، انتقال اصول فرهنگي ايران به نسل هاي بعد و هويت بخشي به زندگي شهري امروز است.

2-1-  معماري دوران صفويه

در دوره ي حکومت صفويه، شاهان صفوي، وعده ي حمايت هاي بي دريغ از هنر معماري را دادند و وفاي به اين وعده نه به صورت ممتد بلکه به طور متناوب، بيش از نيم قرن، صورت گرفت. براي مثال بين سال هاي 927 1502 بناهاي چشمگير کمي ساخته شد. اما بلندپروازي هاي عظيم شاهانه ي شاه عباس، معماري دوران صفويه را از شور و حال خود به درآورد و بدان حس نويني از سير و هدايت را بخشيد که ميدان امام و بناهاي مرتبط آن در اصفهان خود به تنهايي نشان دهنده ي علاقه و اهميت معماري در نزد وي مي باشد. اين علاقه، به درباريان شاه عباس نيز سرايت کرد و آنان هم با برپايي ده ها بنا، نماي شهر را در آن زمان تغيير دادند. بدين سان اصفهان براي مدت کوتاهي با شهرهاي استانبول و دهلي که پايتخت هاي ديگر کشورهاي اسلامي بودند به رقابت پرداخت.

در معماري صفويه برخلاف دوره ي اول معماري اسلامي، تزيين مرکز توجه بود نه ساختار. معماران به جاي نوآوري مستقيم ترجيح مي دادند تا بخش هاي سازنده ي بنا را تذهيب و آراسته نمايند. لذا اشکال سنتي که در اين دوره به مقياس عظيمي به کار مي رفت، به نهايت کمال خود رسيد.

از مهم ترين ويژگي هاي عمده ي تزيينات در دوره ي صفوي، مي توان به تبعيت از قاعده هاي تقارن، انعکاس، تکرار و نظم هندسي اشاره کرد که حرکت با زمان و مکان را در وحدتي ادغام مي کند که تا لايتناهي در فضا بسط مي يابد. در اکثر بناهاي دوره صفويه، چنين نظم هندسي را در کنار تزيينات ديگر به سادگي مي توان يافت. نظمي که کثرت و وحدت را در نظام آفرينش و در مجموعه اي ساخته دست انسان با الهام از طبيعت به نمايش مي گذارد. معمار سنتي اين دوره از طريق صور هندسي، فضا را قبضه مي کند و با تکرار متقارن نقوش، به صورت مسلسل يا مدور، فضاي پر تحرکي را خلق مي کند که هم چون يک قطعه موسيقي پر شکوه، تعبير مي شود. به عنوان مثال، نقوش هندسي مسجد حکيم اصفهان 2 را مي توان مصداق اين هماهنگي و ضرباهنگ يکنواخت صور هندسي قلمداد کرد. از ديگر ويژگي هاي تزيين اسلامي که درباره ي معماري صفوي نيز صادق است، ضرورت تغيير شکل يک موتيف به شکل هاي کوچک تر، تکرار يا تقسيماتي از آن به انگيزه ي نشان دادن عمق و حرکت در يک دنياي دو بعدي  است که در اين جا مي توان گفت با تقسيمات بيش تر سطوح، امکان استفاده از رنگ هاي متفاوت ميسر مي شود. زيرا در معماري اين دوران رنگ بسيار مهم است. حتي معماري تيموري نيز که به جهت کاشي کاري اش معروف است، داراي چنين افراطي در استفاده از اين عنصر نيست.

 مسجد حکيم اصفهان، يکي از شاهکارهاي معماري ايران در دوران اسلامي است. اين مسجد داراي چهار ايوان با آجر کاري هاي بسيار متنوع و در حد يکي از - بهترين شاهکارهاي معماري دوره ي صفويه مي باشد. مسجد حکيم داراي محراب هاي متعدد و متنوع است که هر کدام نسبت به شبستان خود ساخته شده و ايوان هاي مرتفع و شبستان هاي تابستاني و زمستاني و طاق نماها با تزيينات بسيار عالي همراه است . اين مسجد در حدود هشت هزار متر مربع وسعت دارد و در مرکز شهر اصفهان، در نزديکي بازارچه ي نو و انتهاي بازار زرگران واقع شده است. مسجد حکيم اصفهان را حيکم داود ملقب به تقرب خان، طبيب شاه عباس دوم بنا نهاده

 

در معماري مدرسه چهارباغ اصفهان ، شاهد چنين تنوعي در استفاده از رنگ هستيم. معماري اين

مدرسه نمونه اي است از تحرک و تعمق که در ساختارهاي پوياي هندسه به همراه رنگ، نقش

آفريني هاي بي نظيري را به وجود آورده است. در بخش هاي بعد با ترکيب و تحليل دو عنصر نقش و رنگ مي توان تغيير و تحولات تزيينات صفوي را شناسايي نموده و از نتايج حاصله براي هويت بخشي و ايجاد تحولات بنيادي در عناصر شهري استفاده نمود.

سردر مدرسه که به چهار باغ باز مي شود ضمن شکوه بسيار خود با کاشي تراش پوشيده شده و جلوخان مدرسه، هشتي دارد با کاشي هاي معرق و پس از آن به صحني با شکوه مي رسيم که گرداگرد آن را طاق نماهاي ايوان دار دو طبقه احاطه کرده اند. گنبد اين مدرسه بسيار خوش تراش است و با نگاره هاي اسليمي آن به رنگ هاي زرد و سياه با شکوه تمام بر روي زمينه اي فيروزه اي و درخشان دور مي زند. روکار متنوع بنا در اغلب قسمت ها قابي کوچک است که در

رنگ هاي طلايي، سبز و سايه هاي آبي آراسته . شده است. سراميک هاي شيري و فيروزه اي بر پس زمينه اي طلايي که قوس ها را دور مي زند بي نهايت زيبا هستند.

استفاده از سايه هاي زرد و طلايي قاعدتاً ويژگي هنر معماري، در تزيينات دوران صفويه است. گنبد کاملاً با موزاييک پوشيده شده و در نوک آن يک ستاره ي طلايي بزرگ با پرداختي ظريف وجود دارد .

2-2- فلزکاري در عصر سلجوقيان

دوره ي سلجوقي، دوره جنگ هاي شديد و طولاني بود وسختي و مشقت، قحطي، بيماري هاي

واگيردار، جور و تعدي، ناداني، جهالت و خرافات در همه جا شيوع داشت. اما از سوي ديگر، در اين دوره بود که طي آن تمدن ايراني به اوج دستاوردهاي ديني و دنيوي نايل شد که به آساني نمي توان از کنار آن ها گذشت. در واقع هنگامي که سلاطين سلجوقي با اصول تمدن و فرهنگ و هنر اسلامي آشنا شدند، به فعاليت هاي هنري مختلفي روي آوردند که در ايران، بين النهرين و آسياي صغير به نتايج بسيار خوبي رسيد. ترک ها خود به ندرت به کارهاي خلاقه هنري مي پرداختند و بيشتر با دادن سفارشات فراوان، در تشجيع عناصر محلي مي کوشيدند.

با روي کار آمدن سلاجقه در مشرق ايران يک دوره درخشان فلزکاري اسلامي آغاز گرديد. ظروف برنز، طلا و نقره، طرح هاي تزييني جديدي را نشان مي دهد که به وسيله صنعتگران دوره سلجوقي به وجود آمده است. اکثر ظروف نقره سلجوقي که بين سده يازدهم تا سيزدهم ساخته شده، در موزه ها و مجموعه هاي روسيه نگه داري مي شود. ميناکاري، طلاکاري، اشياء برنزي با تزيينات برجسته و منقوش و برنزکاري با ترصيع نقره و مس از نمونه هاي تزييني بارز در فلزکاري اين دوره مي باشند. اغلب آن ها در آسياي وسطي يا قفقاز پيدا شده اند و عبارتند از کاسه، گلدان و بطري که روي آن ها تصاوير

پرندگان، حيوانات، اشکال نباتي و مشبک و نوشته هايي به خط کوفي روي زمينه اشکال طوماري

نقش شده است.

اشياء فلزي در مقام مقايسه با اشياء سفالين و شيشه اي که در صورت شکستن قابل تعمير نبود،

مقاوم تر و بيشتر مورد اطمينان بوده است. به علاوه در دنياي آن روز به علل دشواري در حفظ و

حراست، نقل و انتقال و هجوم و ويراني، دوام اين نوع ظروف و اشياء بيشتر بود و در نتيجه رواج

يافتند و در سده هاي بعد تکميل شدند. طبقه متوسط جامعه با حصول اطمينان و آرامش از سده

چهارم به بعد به اشياء فلزي توجه خاصي نشان دادند. اين طبقه که در آن زمان وضع اقتصادي بهتري داشتند، ظروف و اشياء فلزي را ساده و بي پيرايه در زندگي روزانه مصرف مي کردند؛ ولي بزرگان و اميران، به ويژه شاهان و درباريان، اشياء فلزي نفيسي را به کار مي بردند که بيشترين آن ها امروزه به صورت شاهکارهاي هنري در موزه ها و مجموعه هاي خصوصي نگهداري مي شوند. اين گونه ظروف، به علت نهي اسلام به ندرت از طلا و نقره ساخته مي شد؛ ولي بيشترين آن ها با ترسيمات و نقوش طلاکوبي و نقره کاري به شيفتگان اين هنر والا و ارزنده عرضه مي گرديد.

 

سبک فلزکاري سلجوقي اغلب نرم، شاداب و صريح و با کمي عنايت به جزييات است. طلاکاري در اين دوره نيز بسيار عالي بود ولي متأسفانه نمونه هاي زيادي از آن ها باقي نمانده است که اغلب نمونه جواهرات به جامانده نشان مي دهد که جواهرات سلجوقي به شکل حيوانات و پرندگان ساخته شده اند.

فلزکاري در دوره سلجوقي از شکوفايي و توسعه اي ويژه برخوردار شد؛ اين فن هميشه در سطح

بسيار بالايي از کيفيت ساخت قرار داشت و اهداف هنري منحصر به فردي را برقرار کرد.

به اين ترتيب بعد از سالهاي رکود هنري ايران در طي دوران فتح اعراب و پس از آن که در حدود سه سده به طول انجاميد، با مهاجرت و هجوم ترکان سلجوقي به ايران و استقرار يک حکومت مرکزي مقتدر، هنر ايران که به مثابه آتش زير خاکستر بود، مجددا شکوفا شد و زمينه را براي ظهور هنري نو با رنگ و بويي تازه و هماهنگ با تفکر جديد فراهم آورد.

يکي از مختصات طرح ها و تزيينات ظروف دوره ي سلجوقي، اشکال حيوانات و به خصوص شير مي باشد که به طور برجسته بر روي آن ها نقش شده است. طرح هاي تزئيني، معمولا کنده و حک شده و گاهي برجسته و در برخي نمونه ها ترصيع شده است. غالب تنگ ها و مشربه ها و جام هاي سلجوقي به تقليد از هنر ساساني با سر جانوران يا پرندگان تزئين شده اند. اين سبک، يادگار دوران پيش از تاريخ قبايل آريايي است که به اين کشور کوچ کردند و بر اين باور بودند که نوشيدن در ظروفي که به شکل جانوران نيرومند ساخته شده يا تصاوير آن ها بر بدنه ظروف نقش بسته، سبب مي شود که نيروي جانور به انسان منتقل شود. از جانب ديگر نقش پيکر انساني روي شمعدان مسجد روشي کفرآميز بود. اما اينجا زمينه مناسبي براي طرح هاي اسليمي وجود داشت. اين شيوه در اين زمان به اوج تکامل خود رسيده بود.

 

نقوش به جا مانده از اين دوره گوياي فرهنگ و تمدن مردم و ملتي است که در شرايط دشوار زندگي آن زمان، هنر خود را بيش از پيش با آثار به جامانده فعلي به نسل هاي حاضر نشان مي دهند. اين نقوش و طرح ها هر کدام گوياي مفاهيم اجتماعي، ديني و معنوي است که با کمي بررسي مي توان به عمق معاني نهفته در آنان دست يافت و براي حفظ و تکثير مظاهر هنر و فرهنگ گذشته آن ها را در محيط هاي زندگي امروز به کار برد.

2-3-  نقش فرم و رنگ در مبلمان شهري

دو عنصر فرم و رنگ هر يک به نحوي در تکميل و دريافت افراد از مقصود مورد نظر مبلمان شهري پاسخگو است. رنگ پيش از فرم، بافت و مواد مصرفي دريافت مي شود و به همين دليل اثرش بيش تر است، ولي آن چه ضرورت دارد، حرکت منسجم تمامي عناصر يک طرح به سوي هم آهنگي با محيط است. رنگ که خود عنصري هويتي و عاملي براي تقويت خوانايي است، امروزه چنان در تمام شهرها و محله ها به صورت تصادفي و سليقه اي به کار مي رود که بخش هاي تازه ي ساخت شهري کويري يا 5 مبلمان شهري به مجموعه اي از وسايل متحرک يا نيمه متحرک وکاربردي يا تزييني اطلاق مي شود که با اجازه يا اطلاع مقامات دولتي به طور دائم يا فصلي در فضاي عمومي شهر در اختيار ساکنان آن قرار گرفته است. نيمکت پارک، تابلوي راهنمايي و رانندگي، تابلوي خيابان ها، سرپناه ايستگاه اتوبوس، پل عابر پياده، چراغ روشنايي و ... همگي از تجهيزاتي هستند که تحت عنوان مبلمان شهري ناميده مي شوند .

شهري در حاشيه ي درياي خزر، تفاوت چنداني با شهر تهران ندارد. اين در حالي است که در هر

شهر، بسته به اقليم، مصالح بومي، فناوري و منابع تأمين مصالح و سليقه و فرهنگ افراد، رنگ نماها، در و پنجره ها، مبلمان شهري، کف سازي، سقف و بام بناها و اصولاً تمام عناصر شهري تعيين مي شود. پالت رنگي يک شهر مطلوب، در دامنه اي مشخص و هم آهنگ قرار دارد و بيش تر داراي تناسبات رنگي با يکديگر است. رنگ يکي از عناصري است که در کنار نور، بافت، فرم و شکل بر ادراک بصري افراد تأثير مستقيم مي گذارد، اما در عين حال بيش از هر مقوله ي ديگر در طراحي با آن به صورت تصادفي برخورد مي شود. رنگ ها داراي وزن اداراکي هستند، اما در مجموع ادراک رنگي به سه عامل بستگي دارد:

شرايط و محيطي که رنگ در آن ديده مي شود.

خصوصيات سطح جسم منعکس کننده.

توانايي فرد براي ادراک رنگ.

در سنت اسلامي، رنگ اصولاً از ديدگاه مابعد الطبيعه و عالي نگريسته مي شود که کاربرد سنجيده از آنان، بسيار نظم آفرين است به طوري که بدون اين نظم، فضاي گسترده شده در برابر چشمان بيننده، دچار اغتشاش و آشفتگي است. هنرمند سنتي در ارتباط خود با قوانين آميزه هاي بصري آن ها، به باطني ترين سطح صورت سازي رنگ دست مي يابد و بدين روش مفاهيم و ذهنيات والاي نهفته در فرهنگ اسلامي را به مخاطب منتقل مي کند. رنگ هاي اوليه، سرخ، زرد، سبز و آبي است. اين چهار رنگ در نزد هنرمندان سنتي با طبايع اربعه و با چهار عنصر اصلي همخواني

دارند که دوبه دو با يکديگر متضاد و در عين حال سازگار هستند. ترکيب رنگ هاي متضاد با يکديگر در کنار رنگ هاي همساز فضاهايي بي نظير با آميزش طرح و نقش و رنگ در معماري پديد مي آيد.

يکي از خصوصيات رنگ ها اين است که نمايشگر اندازه ي نسبي آشکاري هستند. زيرا رنگ هاي روشن مايل به انبساط و رنگ هاي تيره، مايل به انقباض مي نمايند. زرد گسترده ترين رنگ است و در پي آن، سفيد، سرخ، سبز، آبي و سرانجام سياه قرار دارد که کم مايه ترين رنگ هاست. گزينش عاقلانه ي شکوفه هاي کوچک سفيد يا زرد در تزيينات بناهاي معماري صفويه شاهدي بر آگاهي هنرمند سنتي از ظرايف کاربرد رنگ ها است.

بعد از رنگ که مؤثرترين عامل در تشخيص عناصر مي باشد، فرم در زاويه ي ديد جلوه گر مي شود. فرم و شکل به يک مفهوم نيست. فرم از شکل مصطلح تر است. در حالي که شکل بيش تر در معناي علمي به کار گرفته مي شود اما فرم مي تواند مفاهيم فلسفي، سمبوليک و يا رمانتيک داشته باشد. فرم در موردکارهاي سه بعدي مورد استفاده قرار مي گيرد. فرم بايد از هر چيز، خوشايندتر باشد و نيز جنبه هاي کاربردي لازم را هم داشته باشد. استفاده از فرم هاي مأنوس و خوشايند مردم هر شهر و کاربرد آن در طراحي شهر به شکل گيري بافتي غني از فرهنگ کمک مي کند. فرم نبايد زننده باشد و موجب آسيب رساندن به استفاده کننده شود، بلکه بايد به شکلي دلپذير و خوشايند مردم را در رسيدن به آرامش و معنويت سوق داده از آسيب هاي رواني محيط بکاهد. در هنر سنتي ايران، به فرم و جزييات اشکال سازنده ي آن، بيش از ساير عوامل در نمود جايگاه و مفاهيم آسماني و ماورايي آثار، توجه شده است.

فرم هاي دروازه، رواق، باغ ها، مناره، گنبد، احجام و ظروف، سلاح ها و غيره همگي نشانه اي است از کيفيتي معنوي که در قالب هاي صوري و کمي خودنمايي مي کنند. در فرهنگ اسلامي به عنوان نمونه و به طور اخص، گنبد مظهر روشني از کيهان زايي بنيادي اسلامي است. علائم اسلامي چون مرکز، دايره و کره، از طريق تداعي انديشه ي روح که سراسر هستي را دور مي زند و از طريق اوج گنبد که خود نمايانگر وحدت است، با انقباظي سر بالا که و رو به جانب وحدت، با ترکيبي متعالي مفاهيم دروني خود را انتقال مي دهند. اشکال سازنده ي فرم نيز از خصوصيات خاص معنوي حکايت دارند.

شکل هاي هندسي از مفهوم سنتي رياضيات، به خصوص از هندسه و اشکال هندسي، تفکيک ناپذيرند. اشکال و اعداد هندسي آن گونه که مي نمايند، جنبه ي کمّي صرف ندارند. آن ها داراي جنبه ي کيفي و نماديني هستند که پژواکي از وحدت در بطن اصل دروني خود مي گسترانند. به عنوان مثال چهارگوش ساختمان کعبه که در حياط ها و بناهاي قديمي تکرار مي شود و در معماري ايراني نيز به عنوان يکي از اشکال طراحي و تزيين بسيار به آن پرداخته مي شود، يک چهارگوش صرف نيست، بلکه در عين حال، نماد ثبات، کمال و بازتاب معبد چهارگوش بهشتي است که کعبه تصوير زميني آن است، يا

صورت هشت گوش بسياري از مساجد، صرفاً يک طرح معماري نيست تا معماران را قادر سازد

گنبدي را بر يک قاعده ي مربع احداث کنند، بلکه بازتاب عرش الهي است که طبق سنت و احاديث بر دوش هشت فرشته جاي گرفته است.

بنابراين، در هنر و فرهنگ سنتي ايران، مي توان آرايه ها، نقوش و رنگ هايي را يافت که زندگي شهري امروز به شدت به  آن ها نيازمند است. در کنار روي آوردن به گسترش و طراحي اصولي فضاهاي عمومي براي آرامش افراد، مي توان به هنر و فرهنگ اصيل ايران نيز رجوعي دوباره نمود تا با ترکيب

و هماهنگ نمودن عناصر تازه و مدرن با آرايه هاي سنتي و زيبا، محيطي آرام بخش تر، اصيل تر، زيباتر و در نهايت داراي هويت ايراني به وجود آورد.

2-4- کاربرد نقوش انتزاعي فلزکاري و معماري در مبلمان شهري

هنر اسلامي، هنري است که سرشار از تزيينات مي باشد و نقوش تزييني استفاده شده در معماري

صفويه و احجام باقيمانده دوره سلجوقي، جايگاهي فراتر از زيبايي ظاهري دارد. اگرچه زيبا جلوه

 

دفتر: اصفهان - خیابان ولی عصر - روبروی مخابرات ولی عصر - مجتمع اداری ولی عصر - طبقه دوم - واحد 202
کارخانه : اصفهان - نجف آباد - کمربندی جنوب - روبروی ترمینال مسافربری جنوب - کوچه علمدار
03132262341 - 03132265788
03131313607-9 _ 03131313610
09132333607 - 09134214461
نظر شما در مورد محصولات ما ؟
1 : عالی (321 رای)
54 % 
2 : خوب (104 رای)
18 % 
3 : متوسط (91 رای)
15 % 
4 : بد (74 رای)
13 % 


© حقوق کپی برداری برای ‮ MTM ام تی ام محفوظ می باشد . طراحی و برنامه نویسی توسط طراحی و توسعه وب سایت صبا