.::‮ MTM ام تی ام - اهمیت برند در جذب مشتری، صنعت مبلمان شهری ::.
LiveZilla Live Help

تماس در واتس آپ

‮ ام تی ام MTM-مهدتجارت ام تی ام مجموعه های بازی پلی اتیلن دستگاه های بدنسازی پارکی نیمکت سطل زباله مبلمان شهری

اهمیت برند در جذب مشتری، صنعت مبلمان شهری


اهمیت برند در جذب مشتری، صنعت مبلمان شهری

چکیده

 در سال های اخیر بسیاری از شرکت ها به این باور رسیده اند که یکی از با ارزش ترین دارایی های آنها برند محصوالت و خدمات شرکت می باشد. در دنیای پیچیده و پر چالش امروزی همه افراد چه به عنوان یک فرد و چه به عنوان یک مدیر کسب و کار، با گزینه های روزافزون تالش برای کاهش زمان تصمیم گیری و انتخاب مواجه هستند. بر این اساس اهمیت برندها در ساده سازی تصمیم گیری مشتری ها، کاهش ریسک و تعریف انتظارات آنها بسیار ارزشمند است. از طرف دیگر با توجه به حضور رقبای قدرتمند در صنعت، شرط موفقیت در بازار بهبود مستمر، شناخت و ایجاد نیاز مشتریان، برآورده کردن آن نیازها از طریق ارائه محصوالت با کیفیت و نهایتا جذب آنها که یکی از مهم ترین سرمایه های شرکت به شمار می روند، می باشد. مشتریان به خاطر ارتباط مستقیمی که با اقدامات یک شرکت دارند منبع ارزشمندی برای فرصت ها و تهدیدات با صنعت مربوطه هستند. این مقاله سعی بر آن دارد تا به اهمیت برند در جذب مشتری صنعت مبلمان شهری بپردازد؛ بر اساس نتایج پژوهش برای رشد و رقابت در عرصه اقتصادی شرکت ها باید در صدد جذب مشتری برآیند و نباید از اهمیت برند و تاثیر مستقیمی که می تواند بر بهبود جایگاه شرکت، فروش محصوالت، خدمات و همچنین جذب مشتری داشته باشد غافل شد چون همین موضوع به طور فزاینده در حال گسترش می باشد. در دنیای رقابتی امروز هر شرکتی بایستی سعی کند که موجبات رضایت مشتریان خود را فراهم آورد چون افزایش رضایت مشتری منجر به وفاداری و جذب آنها خواهد شد.

روش کار و تحقیق

 این پژوهش بر پایه مطالعات کتابخانه ای و استفاده از منابعی است که همگی حاصل مطالعات میدانی و مبتنی بر روشهای علمی است.

واژگان کلیدی : اهمیت برند، رضایت مشتری، وفاداری، جذب مشتری، جایگاه شرکت، صنعت مبلمان

مقدمه

امروزه اهمیت و ارزش برند حوزه ای مهم در مدیریت بازاریابی به شمار می آید، به ویژه وقتی شرکت ها تالش هایشان را به سمت مخابره پیام های ناملموس و پیچیده سوق دهند. یکی از مهمترین مسائلی که امروزه مدیران با آن مواجه اند، چگونگی فراهم آوردن و گسترش درك بهتری از رابطه بین سازههایی مثل اهمیت برند و جذب مشتری است، به ویژه که در ادبیات مدیریت بازاریابی عوامل بسیاری مطرح شده که برجذب مشتری اثرگذار است. مفهوم بازاریابی داللت بر این عقیده دارد که صنعت فرایند جذب مشتری است نه فرایند تولید کاال. یک صنعت با مشتری و نیازهایش شروع می شود نه بوسیله حق امتیاز، مواد خام و یا مهارت فروش. فقط هنگامی یک شرکت می تواند به بقای خود ادامه دهد که بتواند نیازها و خواسته های مشتری را با درکی صحیح و جامع از طرف مقابلش )مشتری( برآورده کند که این اهمیت مطالعه رفتار مشتری را نشان می دهد ) سیدجوادین 1390 .) با تشدید رقابت در تجارت و تغییرات سریع فناورانه و نیز افزایش قدرت و حق انتخاب مشتریان، موفقیت از آن شرکت هایی خواهد بود که قادر باشند به نحو شایسته تری انتظارات و ارزش های مورد نظر مشتریان را درك و شناسایی کرده و به نحو مطلوب به آنها پاسخ دهند. ویژگیهای برندها بر رفتار مشتری تأثیر دارد و تجارت امروز به راهبرد برندگذاری نیاز دارد. اگر شرکتی یک نام تجاری را فقط در حد یک اسم در نظر بگیرد، کاربرد عمیقی را که نام تجاری می تواند در بازاریابی داشته باشد، درك نخواهد کرد. تحقیقات نشان می دهد که هزینه نگهداری مشتری وفادار کمتر از هزینه جذب یک مشتری است. به ویژه عالیم تجاری و قدرت آن در بازاریابی صنعتی از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. جایی که حساسیت مشتری بسیار زیاد است و انعطاف پذیری در آن کم که کوچکترین کم توجهی باعث هدر رفتن همه تالش های بازاریابی می شود. بنابراین این ضروری است که شرکتها برای رشد و گسترش حضور خود در بازار به ارزیابی نقش عالیم تجاری خود در شکل گیری وفاداری مشتریان پرداخته تا راهبردهای بازاریابی خود را جهت ایجاد یک برند قوی در بازار و در رقابت با رقبا به منظور جذب مشتریان وفادار تدوین کنند. امروزه هدف از بازاریابی مدیریت تقاضا از طریق رشد دادن و سوق دادن مشتری تا حد بلوغ در نردبان وفاداری به شرکت هاست. به عبارت دیگر برندها می توانند از طریق جذب مشتریان جدید و ایجاد وفاداری در مشتریان فعلی موجب تمایز و سود آوری سازمان ها شوند. در این بین هدف برقراری روابط بلندمدت و متقابل گروه های ذینفع و مهم تر از همه مشتری است به طوری که مشتریان را حفظ نموده و مشتریان کمتری را از دست بدهد و به این ترتیب در بلند مدت منافعی حاصل شود که در نتیجه سهم بازار و سودآوری شرکت افزایش یابد.

طرح مساله اهمیت برند در راهبردهای بازاریابی شرکت ها و نقش آن در جذب، نگهداری و پشتیبانی از مشتریان برمی گردد. اهمیت برند نقش راهبردی و مهمی در کسب مزیت رقابتی و تصمیمات مدیریت راهبردی شرکتها دارد. اینکه مشتریان به برند وفاداری نشان می دهند، معیار مناسبی برای ارزیابی اثرات بلند مدت تصمیمات بازاریابی خواهد بود. یکی از مفاهیم با اهمیت در زمینه بازاریابی "وفاداری به نام و نشان تجاری " است. این مفهوم نقش مهمی را در ایجاد منافع بلندمدت برای شرکت ایفا می کند، زیرا مشتریان وفادار نیازی به تالشهای ترفیعی گسترده ندارند، آنها با کمال میل حاضرند مبلغ بیشتری را برای کسب مزایا و کیفیت نام تجاری مورد عالقه خود بپردازند. عالوه بر آن جذب و، وفاداری مشتری دارای جنبه رقابتی در بازار نیز هست. به ویژه که در بازارهای صنعتی مشتریان وفادار به نام تجاری می توانند حیات یک شرکت را تضمین کنند و یا آن را به نابودی بکشانند. لذا عالمتگذاری با تأکید بر ایجاد وفاداری، به شرکت ها کمک می کند تا خود را از نظر راهبردی برای آینده تثبیت کرده و با غول های جهانی که بازارهای جهانی را تسخیر کرده اند، به طور مؤثر رقابت کنند. بنابراین این ضروری است که شرکتها برای رشد و گسترش حضور در بازار به اهمیت برند خود در جذب مشتریان آگاهی داشته باشند و بررسی کنند که چه جنبه هایی از برند سبب تحکیم و جذب مشتریان می شود.

روش تحقیق

 روش کار و تحقیق این پژوهش بر پایه مطالعات کتابخانه ای و استفاده از منابعی است که همگی حاصل مطالعات دقیق میدانی و مبتنی بر روشهای دقیق علمی است.

کلیات تحقیق

برند

به طور کلی هر مفهومی برای تبیین نیاز به تعریف دارد. بسیاری از مفاهیم در نزد متخصصان گوناگون تعابیر متفاوتی دارد. از آنجا که هر کدام از محققین با توجه به چارچوب ذهنی خود به مفهوم مورد نظر مینگرند، تعدد تعاریف و تعابیر امری طبیعی و غیر قابل اجتناب میباشد. برند نیز از جمله مفاهیمی است که تعابیر مختلفی از آن وجود دارد، لذا سعی شده است در این نوشتار به شاخص ترین تعاریف اشاره شود. کمیته )انجمن( بازاریابی آمریکا)19۶0 )اینگونه برند را تعریف میکند : "یک نام، واژه، سمبل، یا طرح یا ترکیبی از آن ها است که هدف آن شناساندن محصوالت و یا خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان به مشتریان و همچنین تمایز محصوالت آن ها از سایر رقبا میباشد. یک برند، به یک محصول یا خدمت ابعادی را اضافه میکند تا آن محصول یا خدمت از سایرین متمایز گردد. این تمایزها میتواند کارکردی منطقی، یا ملموس و یا حتی غیرملموس داشته باشد."

فیلیپ کاتلر نیز تعریفی مشابه با تعریف انجمن بازاریابی آمریکا مطرح کرده است: یک نام، عبارت یا اصطالح، نشانه، عالمت، نماد، طرح یا ترکیبی از آنها که هدف آن معرفی کاال یا خدمتی است که یک فروشنده، یا گروهی از فروشندگان عرضه میکنند و بدین وسیله آنها را از محصوالت شرکتهای رقیب متمایز میسازند. البته تعاریف مطرح شده جامع و مانع نیستند چراکه انتقادهایی بر آن ها وارد میباشد. شاید اولین انتقاد بر تعریفی باشد که انجمن بازاریابی آمریکا از برند مطرح کرده است. در تعریف انجمن بازاریابی آمریکا بیشتر بر محصول و ویژگی های ظاهری آن تمرکز شده است . درحالی که برندها نه تنها برای محصوالت مصرفی بلکه برای مکان ها، شرکت ها یا مردم نیز به کار میروند. از طرفی برای مدت های مدید ، برندها صرفاً قسمتی از کاالی فیزیکی بودند که اغلب تعاریف مرتبط با آن در چندین دهه اشاره به لفظ، یا نام و یا یک نشانه داشته است. یک برند مجموعه ای از انتظارات را نشان میدهد، به اعتماد و ثبات اشاره دارد و به صورت مجموعه ای از انتظارات تعریف میشود.

برند، همان چیزی است که مخاطب با دیدن، شنیدن، حس کردن و یا هرگونه ارتباطی با آن بصورت ذهنی ، دیداری 3 یا شنیداری 2 ویژگیهای آن را در ذهن و قلب خود تداعی میکند. برند یک احساس باطنی است، زیرا همگی ما به رغم نهایت کوشش خود برای منطقی بودن، موجودات احساسی و شهودی هستیم.برند به طور کلی مجموعه ای از برداشت های ذهنی، احساسی، منطقی و برتری هایی است که مشتری نسبت به یک محصول و یا خدمات بر اساس نام برند آن در بین محصوالت مشابه قائل می شود. برند احساس باطنی شخص است، زیرا در نهایت از سوی اشخاص تعریف می شود نه از سوی شرکت ها، بازارها یا به اصطالح، عامه ی مردم .

برند نوعی از مثل افالطونی است؛ مفهومی از که از سوی جامعه برای شناسایی طبقه ی خاصی از چیزها استفاده می شود. برای توضیح مثل افالطون، هر وقت که ما کلمه»اسب«را می شنویم، موجودی باشکوه با چهار پا، دمی بلند و یالی که بر گردن عضالنی آویزان است، نشان قدرت و وقار، و این که شخصی میتواند مسافت های طوالنی بر پشت آن سوار شود را ترسیم می کنیم.اسب های مختلف ممکن است با هم متفاوت باشند، اما در اذهان خود هنوز »اسب بودن« همه ی آنها را تشخیص می دهیم.از جنبه ی دیگر به رابطه می نگریم، وقتی که بخش هایی که یک اسب را می سازند در کنار هم می گذاریم، کل مجموعه به اندازه کافی متمایز است تا این که ما به اسب فکر کنیم، نه به گاو یا دوچرخه.

ایده ی برند حداقل به حدود5000 سال قبل بر می گردد و اینکه امروزه به یک مسئله مهمی تبدیل شده به دلیل این می باشد که به همان اندازه که جامعه ما از اقتصاد مبتنی بر تولید انبوه به سوی اقتصاد مبتنی بر سفارشی سازی انبوه حرکت کرده است، حق انتخاب های خرید ما افزایش یافته و چند برابر شده است اهمیت و ارزش برندها در این است که انسان امروز از لحاظ اطالعات غنی و از لحاظ زمان فقیر شده است.در نتیجه شیوه ی قدیمی ما در قضاوت محصوالت، با مقایسه ی ویژگی ها و مزایا، دیگر کارساز و عملی نیست. شرایط از سوی رقبایی بدتر شده است که ویزگی های یکدیگر را به محض اینکه وارد بازار می شود، تقلید می کنند و با پیشرفت های رخ داده در فرآیند ساخت و تولید، مقوله کیفیت را به چالش می کشند.

هویت نام تجاری

هویت نام تجاری ترکیبی از جنبه های نام تجاری است که باعث می شود نام تجاری قابل تشخیص شود و ذهن مشتری را برای لحظاتی هدف قرار دهد. جنبه های مختلف این هویت شامل نام تجاری محصول که می تواند نوشته یا نانوشته باشد. اگر بخواهیم هویت نام و نشان تجاری اثرگذار باشد باید بین مشتریان آن را مطرح نموده و آن را از رقبا متمایز سازیم˓ سپس سازمان آنچه توانایی اش را دارد و می خواهد در طی زمان انجام دهد را ارائه نماید )حبیبی1390 .)برای آنکه تصویر یک نام و نشان تجاری را متمایز سازیم می توانیم با برنامه ریزی خوب˓ حمایت و پرورش و حفاظت هوشیارانه به این مقصود دست یابیم˓ کلید ایجاد یک نام و نشان تجاری موفق شناخت نحوه تدوین یک نام و نشان تجاری˓ دانستن معنای آن و سپس بیان موثر این هویت است.

هرنام تجاری دارای دو بُعد (ساختار) است که عبارتند از :

بُعد مشهود : منظور از ساختار مشهود برند ویژگی های فیزیکی و قابل مشاهده برند می باشد که عبارتند از: لوگو تایپ، شیوه طراحی، شیوه نگارش، رنگ، عالمت، زبان و

بُعد نامشهود : مهمترین عامل نامشهود هر نام تجاری هویت آن است. هویت نام تجاری مجموعه منحصر به فردی از تعلقات و تداعی های برند است که مدیران سازمان تمایل به ایجاد و نگهداری آنها دارند. هویت نام تجاری به عنوان پایه و اساس فرآیند ساخت نام تجاری می باشد

اعتبار نام و نشان تجاری

اعتبار نام مربوط به باورپذیری و تخصص نام در ارائه آنچه وعده می دهد است. این مفهوم سازی نشان می دهد که مشتری می تواند با نام رابطه داشته باشد و نام با مشتری ارتباط برقرار کند.

منابع شخصیت نام تجاری

شخصیت نام تجاری را می توان به طرق مختلفی ایجاد نمود و به عبارتی می توان گفت منابع شخصیت نام تجاری عبارت است از : منابع مستقیم و غیر مستقیم. منبع مستقیم در بردارنده مجموعه ای از ویژگی های انسانی مرتبط با کاربران نام تجاری˓ کارمندان شرکت˓ مدیران ارشد سازمان و تصدیق کنندگان نام تجاری می باشد. منبع غیرمستقیم نیز در برگیرنده همه ابعاد ایجاد شده به وسیله مدیران شرکت مانند تصمیمات مرتبط با محصول یا خدمت˓ قیمت˓ توزیع و ترفیعات آن می باشد .

تصویر برند

مدارك بدست آمده از مطالعات مشابه نشان می دهد که تصویر برند تاثیر زیادی روی کیفیت درك شده مشتری و رضایت او دارد. هر چند در مورد مطالعات تجربی انجام شده روی مفهوم و پیامدهای کیفیت درك شده مشتریان و رضایت کمبود وجود دارد؛ بصورت تئوری می تواند مطرح شود که کیفیت درك شده و رضایت مشتریان منجر به وفاداری و جذب آنها خواهد شد که به عنوان تصویر برند برای نمایاندن جوانب پیشنهاد بازار در نظر گرفته می شود که شرکت ها را قادر می سازد در ذهن مشتریان ذهنیتی ایجاد کند و ارزش افزوده در شکل مزایای عاطفی اضافه کنند که به ماورای مزایای عملکردی و نگرشی محصول تعمیم می یابد.

مفهوم و ضرورت ارزش و اهمیت برند

نام و نشان تجاری برای هر شرکت از اهمیت زیادی برخوردار است. ایجاد و حفظ موقعیت مناسب در اذهان مشتریان یکی از اهداف مهم بازاریابان می باشد. کاال و خدمت چیزی است که در شرکت تولید می شود ولی آنچه مشتری خریداری می کند نام و نشان تجاری است. کاال و خدمت به وسیله رقبا قابل تقلید است. اما نام و نشان تجاری پدیده ای منحصر به فرد به شمار می آید. ارزش برند عبارت است از : ارزش افزوده ای که یک نام تجاری به یک محصول انتقال می دهد می باشد. زیرا شرکت می تواند بر پایه آن قیمت باالتری را برای محصوالتش تعیین کند˓ اهرم تجاری بهتری را ایجاد کند˓ حاشیه سود و فروش را افزایش داده و آسیب پذیری خود را در رقابت کاهش دهد. مشتریان هم سهامداران شرکت ها هستند و هم هدف بازاریابی رابطه مند می باشند. ارزش یا منفعت چیزی است که مشتری به صورت ناآگاهانه برای برند ایجاد می کند. یکی از دالیل اهمیت مفهوم ارزش ویژه برند این است که بازاریابان با کمک برندهایی با ارزش ویژه باال می توانند مزیت رقابتی به دست آورند )مطلقی1391 .)مزیت رقابتی شرکت هایی که دارای برند ارزشمندی هستند˓ شامل انطاف پذیری در مقابل فشار پیشبردی رقبا˓ فرصت هایی برای توسعه برند موفق و ایجاد موانعی برای ارزش ویژه برندبا توجه به اهداف˓ ورود رقبا به بازار می شود. به طور کلی می توان شیوه های ارزیابی ارزش ویژه برند را به دو دسته کلی مبتنی بر رفتار مصرف کننده) بازاریابی ( و مبتنی بر مفاهیم مالی تقسیم بندی کرد. ارزش ویژه برند در رویکرد مشتری محور بر دانشی که مشتریان در مورد برند دارند تمرکز دارد. این دانش در آگاهی از برند و تداعی های برند و همچنین تصویری که از برند ایجاد می شود˓ انعکاس می یابد بنابراین قدرت برند نتیجه دانش و نظر مصرف کنندگان در مورد تجربه آنها از برند و برنامه های بازاریابی مرتبط با برند است. تجربه خوب مصرف کنندگان از برند˓ برند را با معنا و با مصرف کننده مرتبط می سازد و متعاقبا به رفتار مثبت مصرف کننده در مورد برند بسط می یابد و منجر به ایجاد مزیت رقابتی پایدار می گردد. به صورت کلی ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کننده بر مبنای دو بعد ادراکی و رفتاری اندازه گیری می شود.

ابعاد تشکیل دهنده برند

 آکرمعتقد است که برند از ساختی چند بعدی تشکیل شده است که شامل آگاهی از نام و نشان تجاری˓ وفاداری به نام ونشان تجاری˓ کیفیت ادراك شده˓ هم خوانی نام و نشان تجاری را مطرح کرد.

آگاهی از برند

 شامل تشخیص مصرف کننده˓ به یاد آوردن˓ مهم بودن˓ آگاهی حیطه دانش و یاد آوری عملکرد برند می باشد. آگاهی از برند به وسیله تحت تاثیر قراردادن قدرت هم خوانی برند در تصمیم گیری مشتری اثر می گذارد. آگاهی از برند اطالعاتی است که برند یک شرکت از طریق تبلیغات˓ تسهیالت˓ ظاهر˓ ارائه دهندگان خدمات˓ نام سازمان˓ شرکت و آرم آن ارائه می نماید.

وفاداری به برند

اولیور وفاداری به برند را به عنوان تعهد عمیق ایجاد شده برای خرید مجدد محصول یا خدمت مورد عالقه به طور مستمر در آینده تعریف می کند. وفاداری به برند ترجیح مشتری برای خرید یک برند خاص می باشد که عبارت است از نوعی نگرش مثبت به یک مارك و رفتار حمایت گرانه از آن می باشد.

کیفیت ادراك شده

به معنی قضاوت مشتری در مورد اهمیت ابعاد برند در جهان یا برندی که نهایتا مشتری آن را مجبور به انتخاب در خرید خدمت یا محصول خوب می نماید.

تداعی برند

 تداعی برند از منظر پرفسور آکر˓ یکی دیگر از منابع ایجاد ارزش ویژه برند است و برای مشتریان و مصرف کنندگان معنای برند را ایجاد می کند. تداعی برند به هر چیزی که به طور ناشناختی با برند ارتباط دارد اطالق می شود و این دارایی ها برای ایجاد نگرش مثبت مورد استفاده قرار می گیرد. تجربه مشتریان از برند و ویژگی های آن سبب تداعی برند می شود. تداعی برند مبنایی برای خرید، وفاداری و جذب ایجاد می کند

اهمیت برند در بازاریابی

 در بازاریابی داشتن یک برند موفق می تواند از اهمیت و مزایای باالیی برخوردار باشد.یک برند موفق می تواند نیاز به بازاریابی را کاهش دهد که این امر تنها به میزان قدرت برند شرکت بستگی دارد. همچنین با داشتن این ویژگی می توان مدت زمانی را که صرف جذب مشتری می نماییم را کاهش داد زیرا که شناخت قبلی زمینه الزم را برای جلب اطمینان مشتری فراهم ساخته است. از همین رو در صورتی که در شرکت و سازمان های خود به دنبال تکنیک هایی برای جذب بیشتر مشتری هستید می توانید با انجام فعالیت های برند سازی با روش های مطمئن و درست به هدف خود در بهترین شرایط دست یابید.

فرآیند جذب مشتریان

یکی از رمزهای پیدا کردن مشتری شناسایی نیازهای اوست˓ در نظر عامه نیاز به معناى هرنوع کمبودى است که براى انسان به وجود مى آید. در فرهنگ بازار نیاز مشترى اینگونه تعریف مى شود که: »نیاز مشترى عبارت است از هرنوع احساس کمبودى که براى مشترى به وجود مى آید و او تالش مى کند تا با بهره گیرى از استعداد و توانایى خود نسبت به رفع آن اقدام نماید.« با توجه به مفهوم گسترده اى که درتعریف نیاز مشترى وجوددارد، امکان تهیه و طبقه بندى جامع و کاملى از نیازهاى مشترى دشوار است. زیرا اوالً نیازهاى مشترى نامحدود است، ثانیاً ممکن است نیازى براى یک مشترى جزو نیازهاى اساسى به شمار رود، درحالى که همان نیاز براى مشترى دیگر نیاز عادى محسوب شود. بنابراین در شناسایى و ارزیابى نیاز مشترى الزم است رفتار مشترى باتوجه به توانایى ها و استعدادهاى او مبناى کار و مطالعه قرار گیرد. در اقتصاد رقابتى دغدغه همه شرکت ها این است که نه تنها هرروز به تعداد مشتریان خود بیفزایند، بلکه مشتریان قدیمى خود را نیز حفظ کرده و از دست ندهند. تحقیقات نشان داده است که پیدا کردن مشتری جدید اغلب 5 تا 20 برابر فروش به مشتریان موجود هزینه دارد. بنابراین یکی از وظایف اصلی بازاریاب جذب و حفظ مشتری است. بازاریابان برای اینکه مشتریان را خشنود و راضی نگه دارند می توانند به محصوالت خود مزایای مالی یا اجتماعی بیفزایند و یا میان خود و مشتریان پیوند ساختاری ایجاد کنند. رضایت مشتری از طریق وفاداری او به شرکت منجر به افزایش درآمد و سود می شود. تکرار خرید مشتری˓ خرید کاالی جدید از جانب مشتری با صرف کمترین هزینه تبلیغات و نیز خرید کاال توسط مشتریان جدیدی که توسط مشتریان راضی به کاال تمایل پیدا کرده اند از راههای افزایش رضایت و جذب مشتری منجر به سودآوری و درآمد شرکت می شود .

نه گام طلایی برای جذب مشتری

  1. برای جذب مشتری جدید هیچ گاه از مشتری قدیمی غافل نشوید. اگر چه جذب مشتری جدید کاری جذاب است ولی اگر مشتری قدیمی چنین بپندارد که اهمیت خود را از دست داده است از شما دور خواهد شد
  2. .پس از بروز مساله(از نظر ارتباط با مشتری(هر چه سریع تر آن را حل کنید. هیچ سازمان، کاال یا خدمتی نمی تواند برای همیشه کامل باشد. در ارتباط سازمان با مشتری امکان دارد، مساله یا شکایتی به وجود بیاید.اگر سازمانی بتواند ثابت کند که در برابر مشتری پاسخگوست و برای او ارزش قائل شود، در آن صورت شکایت تبدیل به ابراز نظر مثبت و موجب افزایش وفاداری مشتری خواهد شد.معموال افراد آخرین رویداد را بیشتر در ذهن خود نگه می دارند و اگر آخرین رویداد این باشد که سازمان برای حل مساله دریغ نکرده است، این اقدام میتواند موجب حفظ و تقویت ارتباط با مشتری شود
  3. همیشه حالت بدون باخت به وجود بیاورید. هیچ گاه نباید مشتری بازنده باشد. اگر در یک معامله مشتری بازنده باشد، احتمال کمی وجود دارد که باز هم به آن فروشگاه مراجعه یا از همان محصول استفاده کند
  4. همیشه حق با مشتری نیست ولی مساله مهم تفهیم این موضوع به مشتری است. اغلب مشتری مرتکب اشتباه می شود.امکان دارد مشتری انتظارات نامعقولی داشته باشد.این یک واقعیت است که سازمان بدون مشتری نمی تواند وجود داشته باشد اما کارکنان واحد فروش باید بتوانند به مشتری تفهیم کنند که اشتباه از جانب او بوده است، ولی باید در این کار ظرافت عمل وجود داشته باشد
  5.  .مشتری خواستار لذت است نه تامین رضایت. فقط تامین رضایت مشتری موجب ایجاد وفاداری وی نسبت به سازمان نخواهد شد،بلکه لذت بردن از برند محصول و خدمات موجب افزایش وفاداری خواهد شد.
  6. نباید فراموش کرد که مشتری حق انتخاب دارد. از آنجا که بازارها روز به روز بیشتر می شوند، هیچ سازمانی نمی تواند در مورد وفاداری مشتریان مطمئن باشد. بسیاری از مشتریان به ظاهر راضی به محض اینکه روزنه ای پیدا شود به شرکت رقیب روی می آورند
  7. برای پی بردن به خواست مشتری به حرف های او گوش فرا دهید. دوره ای که سازمان ها تصمیم می گرفتند چه کاالیی را عرضه کنند و سپس آن را به مشتری تحمیل می کردند به سرعت به پایان می رسد
  8. .درباره کاال و خدمات دیدگاه مثبت داشته باشید. کسانی که برای یک شرکت کار می کنند باید در مورد آن سازمان و محصوالت آن همواره تصویر مثبتی به مشتری ارائه کنند
  9. خود را به جای مشتری بگذارید تا احساسات او را درك کنید. همیشه ارزش آن را دارد که خود را به عنوان مشتری بدانید که به سازمان وارد می شود. همیشه خود را به جای مشتری بگذارید و آنگاه بپرسید: آیا این سازمان از ورود من استقبال به عمل می آورد؟ هر قدر مشتری را بیشتر درك کنید توازن بین مشتری و محصول به صورتی در می آید که کفه ترازو به نفع مشتری سنگین تر خواهد شد )رحمانی 1391

راهکارهای جذب مشتری چیست؟

هر شرکتی تالش می کند تا مشتریان خود را افزایش دهد در حقیقت تغییر خدمات و محصوالت و بهبود آنها برای جذب مشتری و افزایش رضایت مشتریان است مشتریان هم همیشه به دنبال کاالی با کیفیت و با قیمت مناسب هستند. موفقیت های یک شرکت برای جذب مشتری بیشتر به استراتژی ها و تکنیک هایی بستگی دارد که شرکتها برای افزایش تعداد مشتریان خود از آن استفاده می کنند. بازاریابی و جذب مشتری از مهمترین قسمتهای یک شرکت است بخش فروش کاالها معموال برنامه ریزی های مشخصی برای جذب مشتریان دارد. اولین کاری که باید برای جذب مشتری انجام داده شود این است که روش و تکنیک برای جذب مشتریان بیشتر منحصر بفرد باشد در واقع باید از روش های نوین برای جذب مشتری استفاده شود. شرکت باید مشتریان خود را بشناسد عالیق و سالیق آنها را بداند هر چقدر که بیشتر مشتریان خود را بشناسید بهتر میتوانید به آنها خدماتی را ارائه دهید. روابط عمومی خوب باعث جذب مشتری می شود.تبلیغات فراوان از دیگر راه های جذب مشتری است مثال تبلیغات آنالین، داشتن وبالگ خوب، بروشور و کاتالوگ میتواند مشتریان را با خدمات و محصوالت شرکت آشنا کند. خدمات و پشتیبانی از دیگر عواملی است که باعث جذب مشتریان میشود. از راه های دیگر استفاده از روش های مختلف بازاریابی است وقتی که مشتریان از خدمات شرکت رضایت داشته باشند قطعا محصوالت و خدمات جدید شرکت هم مورد استقبال آنها قرار خواهد گرفت. نظر سنجی و پرسیدن میزان رضایت مشتریان از کاالها یکی دیگر از روش هایی است که میتواند برای بهبود خدمات مناسب باشد. مثال اینکه از مشتریان خود در مورد نقاط قوت و ضعف کاالها نظر سنجی کنید تا بتوانید با دانستن آنچه که آنها به آن تمایل دارند کیفیت محصوالت خود را باال ببرید. در مورد شرکت هایی هم که به نوعی محصول یا خدماتی را تولید می کنند باید نظر سنجی، پشتیبانی از کاالها و خدمات پس از فروش وجود داشته باشد هر چقدر که میزان کیفیت خدمات پس از فروش یا ضمانت یک کاال باالتر باشد میل مشتریان برای خرید بیشتر خواهد بود. تاکنون مدلهای مختلفی به منظور مطالعه جذب مشتریان در مباحث بازاریابی مطرح شده است. برای مثال ژاوهاوی دونگ و همکارانش ) 2010 ) در مقاله ای با عنوان "درك جذب ؛ وفاداری و رضایت مشتری" مدلی را ارائه می دهند که در آن عواملی مانند اعتماد، کیفیت خدمات، ارزش درك شده)کارکردی، احساسی، اجتماعی و مالی( و هزینه های تغییر را به عنوان عوامل اثر گذار در جذب ؛ وفاداری و رضایت مشتری معرفی می کنند که این ابعاد را می توان در شکل 1 مشاهده ک

دفتر: اصفهان - خیابان ولی عصر - روبروی مخابرات ولی عصر - مجتمع اداری ولی عصر - طبقه دوم - واحد 202
کارخانه : اصفهان - نجف آباد - کمربندی جنوب - روبروی ترمینال مسافربری جنوب - کوچه علمدار
03132262341 - 03132265788
03131313607-9 _ 03131313610
09132333607 - 09134214461
نظر شما در مورد محصولات ما ؟
1 : عالی (510 رای)
50 % 
2 : خوب (209 رای)
21 % 
3 : متوسط (162 رای)
16 % 
4 : بد (132 رای)
13 % 


© حقوق کپی برداری برای ‮ MTM ام تی ام محفوظ می باشد . طراحی و برنامه نویسی توسط طراحی و توسعه وب سایت صبا